دیروز رفتم تو واتساپ دیدم دوستم پیام داده " هلیا میخوام یه لطفی بهت بکنم "
از اونجا که خیلی کرم میریخت گفتم الان میخواد اذیتم کنه منم برداشتم گفتم " تو لطف نکنی بزرگ ترین لطف رو در حق من کردی "
همون لحظه ویس داد و من قبل گوش کردن ویس این پیامو فرستادم * درس زندگی : اگه دیدین طرف ایز تایپینگ یا ایز ریکوردینگه اول ببینید چی میگه بعد پیامتونو سند کنید *
بعد که ویسشو باز کردم فهمیدم این دفعه واقعا میخواسته لطف کنه و من با جفت دستای خودم ردش کردم ... بعد هزار تا خواهش که وقتی جواب نداد به تهدید متوصل شدم بالاخره از ما گذشت و قبول کرد لطفشو بکنه.
و بعد ۱۷ تا اهنگ فرستاد با این اسم : پلی لیست دزیره
دزیره ؟ همون دزیره ای که بعد ۲،۳ ماه هنوز تمومش نکرده بودم ولی عاشقش بودم؟
اولین اهنگ رو باز کردم و جفت هندزفری هام رو توی گوشم گذاشتم ... همون نت اولی که با ویولون شروع شد فهمیدم بله این همون دزیرس و اون لحظه صدای ویولون و پیانو بود که داشت قلبمو مثل یه تیکه کاغذ مچاله میکرد. کل دزیره مثل یک فیلم از جلوی چشمام رد شد ، خیابون مارسی ، دزیره ، ناپلئون ، اوژنی ، بوی نم بارون و گرامافون هوسوک
همین یه اهنگ کافی بود تا دوباره یه جرقه به قلبم بزنه که دزیره رو بالاخره تموم کنم و آخرش سرنوشت دزیره و ناپلئونشو بفهمم.
حقیقتا دلم نیومد اهنگا رو توی وب نزارم ولی خب یکم خسته کننده بود که بخوام همه اهنگا رو با لینک بزارم سو فکر کردم شاید باحال بشه اگر هر روزی که به پایان دزیره نزدیک میشم ، یکی از اهنگا رو با یه دیالوگ که ازش خوشم اومد بزارم
آسمون سیاهه، هوا تاریکه، من کارگردان فیلمیم که تو نقش اولشی همه اومدن تو رو ببینن نگو پس بقیه ی بازیگرا چی...تا وقتی تو هستی، بقیه بازیگرا رو که کسی نگاه نمیکنه فقط تویی، تنها ستاره ی فیلم من..وقتی بدرخشی همه یادشون میره کارگردانی هم بوده ولی اون کارگردان همین و میخواد که تو بدرخشی تا از درخششت قلبش کور شه...تا بازم دیوونه ی بازیت بشه...فقط کاش تا آخر این فیلم همینقدر بدرخشی کاش آخرش قهرمان قصه باشی... کاش کارگردان و عاشق کنی..
* توجه شما رو به اسم اهنگ جلب میکنم ...:)*
***********
هیس...اوژنی این کهشکشان پر ستاره ات و بارونی
نکن...میخوای ناپلئونت زیر بارون چشمات خیس شه؟
* و اینی که صدای حرف زدنشون تو اهنگ هست باعث میشه قلبم مچاله شه
************
نفس کشیدن از زنده بودن میاد، زنده بودن از ضربان قلب
میاد، ضربان قلب از سالم بودن میاد و سالم بودن از عاشق
نبودن...
*وایبی که این اهنگ میده قشنگ مثل قدم زدن توی خیابونای پاریس ، سال ۱۹۵۰ عه. وقتی که همه پالتو های بلند پوشیدن و چتر بدست منتظرن وارد سالن تاتر بشن :"
*************
قصه ام تلخ شد، زهرمار شد، قصه ی چشمات بارون شد و از
چشمای من بارید، قصه ی چشمات...قصه ی اشکهات بود...
اونجا بود که فهمیدم داستان های زیبا همیشه پایان تلخی
دارن و تو ممنوعه ترین زیبای دنیایی
**************
یه روز بهت میرسم اوژنی...من به چشمای پاکت قسم
خوردم...چشمایی که خیلی وقته زندگیمن
************
...تمام تاوانهایی که ما میدیم به خاطر
دو تا چیزه، عشق و اشتباه...و موضوع اصلی همینه...عشق
همون اشتباهه!"
* امروز از دوستم خواستم ته دزیره رو برام اسپویل کنه فقط گفت : اچایی که بدون تهیونگ بزرگ شد ...
بگید که قرار نیست سد اند باشهTT
*************
یه نفر همیشه به امید پرستیدنت نفس میکشه









وای ننه! اینجا چقد جذاب شدهههه