چندین سال پیش

یه همچین روزی ، یه همچین ساعتی 

یک نفر بود که ماه ها درد کشید

ساعت ها از خوابش زد 

تا موجودی به این دنیا اضافه کنه

به نام من 

 

با اینکه میدونم این رو نمیبینی ولی

بدون چقدر ازت متشکرم 

که منو بدنیا اوردی و

این همه سال برام جون کندی 

تا به این سن برسم :)

 


 

یه تشکر ویژه هم بکنم

از بدنم

که این همه سال 

اخ نگفت 

و بدون هیچ چشم داشتی

با تک تک سلول هاش برام جنگیدن 

تا یک ثانیه بیشتر زنده بمونم