از فردا همه چیز توی زندگی من عوض میشه. فقط منم و یه کوله پشتی قدیمی که معلوم نیست فرداش کجا باشیم. کلی برنامه برای تابستونم ریخته بودم اما همشون به باد فنا رفت :')
از فردا من مطلقا یک عدد تنها هستم ... تنهایی که هیچ دوستی نداره و تو جاده ها سرگردانه....
خیلی سخته ، اینکه دیگه هیچ کدوم از دوستات کنارت نباشن و دیگه نبینیشون ... دوستایی که بیشتر از ۸،۹ سال باهاشون دوستی :' ... عالیه 🚶♀️🚶♀️
خیلی حسرت میخورم که امسال کرونا بود. هیچ وقت نتونستم اون مدرسه بزرگمونو ببینم و با دوستام درست حسابی وقت بگذرونم ... حتی خیلی هاشون رو از نزدیک هم نتونستم ببینم ... عجیب همه چیز دست به دست هم دادن تا من بیشتر احساس تنهایی کنم ...
اساس کشی از یه شهر به یه شهر دیگه وحشتناکه... وحشتناک تر از یه مار سیاه که خیز برداشته و میخواد مستقیم بپره تو صورتتون. کاملا هرچی که جمع کرده بودید نیست و نابود میشه و در این مورد بهتون پیشنهاد میکنم هیچ وقت ، به هیچ وجه با فردی که توی یه شهر دیگه زندگی میکنه ازدواج نکنید ، نه تنها خودتون ... بلکه بچه هاتونم از این حرکت نابود میشن. شاید اگه الان مامان بابای منم از دو نقطه جغرافیایی مختلف نبودن ، هیچ وقت مجبور به نوشتن این پست نبودم
چقدر اه و ناله کردم 🥲 ولی خب واقعا نیاز داشتم یجا خودم رو خالی کنم. خیلی دوست دارم این پست به دست دوستام برسه و بفهمن چقدر دوستشون دارم و اینکه دیگه نمیبینمشون برام مثل عذابه ولی فک نکنم همچین اتفاقی بیوفته
پ+ن: وی به همین دلیل کل دیشب را به زار زدن پرداخت تا خوابش برد

🚶♀️💔
ابنجا مناسب فوش دادن نیست
بعد از خجالتتون در میام