عاح سلام خوبید؟ ( احساس میکنم سلام کردن خیلی مسخرس در عین حالم سلام نکنم زشته * خود درگیری *)
1. تازگیا خیلی خوددرگیری پیدا کردم. قلبم و مغزم همش باهم درحال جنگن و نمیدونم باید طرف کدومو بگیرم. کم کم دارم روانی میشم چون حتی روی کارای عادیم هم با مغز و قلبم به توافق نمیرسم. مثلا برای مدارس.
از یه طرف به خودم میگم وای قراره بمیرم ... میترسمممم
از طرفی بازم به خودم میگم خب که چی بالاخره باید با ترسام رو به رو بشم. تهش تجدید میشم دیگه
فقط امیدوارم هرچه زودتر با خودم به یه توافق برسم وگرنه روانی میشم.
2. بعد 14 سال تازه فهمیدم مامانم وقتی میخنده جفت لپاش فرو میره و چال داره و خودمم روی پام یه ماه گرفتگی گنده دارم* اصن توجه و اهمیت از سر رو روی من میچکه *
3. یه زخم خیلی گنده روی صورتم به جا گذاشتم. خواستم ماسکمو در بیارم که فلز بالای ماسک از ماسک بیرون زد و از دماغم تا لبمو جر داد. * گنگم رفت بالا *
4. تو کلاس زبان داشتیم بازی میکردیم که یهو یکی از سوالا اومد داستان هری پاتر چجوری بود؟ در اون لحظه اینقدر خر ذوق بودم که نفهیمدم چجوری کل داستانو تو 2 دقیقه گفتم * اثرات پاترهد بودنه *
5. توی این یک هفته 8 تا کتاب رو تموم کردم و چشمام داره از جا در میاد. به معنای واقعی دارم تمام استفادم رو از اخرین هفته تابستون میکنم.
6. یک خواهر / برادر کوچیک داشتن بعضی اوقات مثل عذاب میمونه. دیشب ساعت 2 نصفه شب مبپرسه اسکول با کدوم س نوشته میشه:/
7. دلم برای اینکه ساعت ها برم تو پینترست بچرخم یذره شده * وی فاقد اینترنت کافی میباشد *
8. دارم جوجوتسو کایسن و دفترچه مرگ رو میبینم ... خدایی خیلی قشنگن ، روی شخصیت ال کراش زدم ولی خب یه بزرگواری خیلی شیک گفت میمیره :"
9. نیاز شدیدی به رفتن به شمال دارم. باورم نمیشه تابستون داره تموم میشه و هنوز شمال نرفتیم
10. دیروز که معاونمون پیام داد و نوشت سال تحصیلی 1400-1401 جا خوردم. وای خدایا واقعا نصف هزار و چهارصد گذشت؟ قبول نیست من درخواست ویدیو چک دارم نباید اینقدر زود میگذشت :"
11. خیلی کمتر از قبل میترسیدم. قبلا وقتی توی خونه تنها بودم کل برقای خونه رو روشن میکردم و تلویزیونم تا ته زیاد میکردم تا نترسم اما دیشب به خودم اومدم و دیدم تنها توی خونه تاریک نشستم و دارم کتابمو میخونم * علائم سنگ شدن *
12. اینقدر کل مدت تو اتاقمم که امروز رفتم تو هال بشینم حس غریبی میکردم
13. لبام مثل کویر لوت شده تا میام حرف بزنم یه جاش جر میخوره ... مامانم هرچی میگه خب وازلین بزن گوش نمیکنم. از اینکه کرم یا یه جیز مصنوعی به پوستم بزنم متنفرم * وی سر همین ضد افتاب نزده و الان گونه هایش پر کک مک است *
14. با اینکه از اومدن مهر متنفرم اما عاشق اینم که پاییز داره میاد ... دلم برای بوی بارون و هودی پوشیدن لک زده * از دیگر خوددرگیری های اینجانب *
15. یاد پستای قاطی پاتی استلا افتادم. دلم براش خیلییی تنگ شده ، این دختر نمیخواد بعد 6 ماه یه سری به اینجا بزنه؟ :"
16. اگه تا اینجا خوندی واقعا ازت ممنونم