•𝐥𝐚 𝐜𝐢𝐭𝐞 𝐩𝐞𝐫𝐝𝐮𝐞•

𝐈𝐥 𝐞𝐭𝐚𝐢𝐭 𝐮𝐧𝐞 𝐟𝐨𝐢𝐬 𝐮𝐧𝐞 𝐯𝐢𝐥𝐥𝐞 𝐪𝐮𝐢 𝐬𝐞 𝐩𝐞𝐫𝐝𝐚𝐢𝐭 𝐝𝐚𝐧𝐬 𝐭𝐞𝐬 𝐲𝐞𝐮𝐱 ...

 

 

باز هم محو تماشای آن صورت اروپایی اش شده بود. چشم های تیله ای و سیاه رنگش دریای عمیقی برای خودش داشت.

_ چیشد که نجاتم دادی؟

نیم رخ فرشته گونش را رو به او برگرداند. قلبش امان نمیداد و محکم به سینه اش میکوبید ، چه مرگش شده بود ... این همان پسرک قاتلی بود که از خودش به یاد داشت؟

+ نباید میدادم؟

صدایش. ان صدای ارامش بخشش که انگار نسیمی بود که دریای دل او را متلاطم میکرد.

_ اما تو شاهزاده ای و من گدا

+ شاید ... اما میدونی شاهزاده و گدا هم جای خودشون رو عوض کردن. شاهزاده به گدا کمک کرد ، گدا شاهزاده شد و شاهزاده گدا. شاهزاده به گدا اعتماد کرد اما گدا اخرش نتونست ذات خودش رو تغییر بده. حداقل شاهزاده چیزی برای از دست دادن داشت که گدا بخواد ازش بگیره. اما میدونی داستان من و تو فرق داره. هیچ کدوممون چیزی برای از دست دادن نداریم. فرق ما اینه که جفتمون گدا بودیم اما من گدایی بودم که بخاطر یک اشتباه مجبور بودم شاهزاده باشم:) من تنها چیزی که برای از دست دادن دارم تنهاییه :)

چشم های درخشانش زیر پرده ای از اشک هایش ناپدید شد. میخواست سر او را بر روی شانه هایش بگذارد و بگوید * اما تو گدایی داری که هیچ وقت قصد نداره ترکت کنه* اما فقط توانست به صدای هق هق خفه او میان هوهوی باد گوش کند. زیر لب گفت:

_ شاهزاده و گدا هیچ وقت نتونستن با هم دوست باشن چون شاهزاده همه چیز داشت و گدا هیچ چیز نداشت. شاید ما بتونیم دوست هم باشیم چون هم تو هیچی نداری هم من. میتونیم برای هم باشیم. اینجوری حداقل اگر گیر هم افتادیم ، دلیلی برای جنگیدن و زنده موندن داریم.

+ چیشد که تو گدای داستان من شدی؟

_ فقط یک شب این گدا راهش رو گم کرد و سر از قصر شاهزاده در اورد ...

آنی ویندزور - آپریل 1952

شاهدخت سایه ها

 

۰۲ شهریور ۰۰ ، ۱۹:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

هر وقت نیاز داشتید 🤍

شاید اول قلب بوده و بعد انسان به وجود اومده

اشکالی نداره بعضی اوقات ناراحت باشی ... بخوای گریه کنی، بخوای تنها باشی ...

لازمه،  لازمه گاهی اوقات خود واقعی مون باشیم. بدون هیچ نقاب خوشحالی ای 

میدونی یک جا خونده بودم که اشک ها کلماتی هستن که زبون نمیتونه بیانشون کنه

و اونوقت قلب قطره هایی با انبوهی از احساسات رو از چشم هامون بیرون میفرسته 

تا اروممون کنه. تا چیز های بد رو با اشک از بدنمون خارج کنه.

ولی یکجایی میرسه که اونقدر سینت سنگین میشه که دیگه حتی اشک ها هم قادر به بیان اون نیستن

اینبار زبان باید بیاد کمک قلب. باید باهم همکاری کنند تا اروممون کنند. با حرف زدن ، با صحبت کردن درباره احساسات

 

میدونید فقط خواستم بگم اگر روزی فکر کردید هیچ کس رو ندارید

هیچکس نیست که بهتون گوش بده

بدونید یک نفر اینجا هست که دوستتون داره و براش مهمید 

حتی اگر هم رو نشناسیم.

من سراپا گوشم تا تک تک حرف هاتون رو بشنوم :)

( امروز دقیقا یکنفر همین حرف رو به من زد و واقعا همین حرفش باعث شد لبخند بزنم ... از عمق وجودم :)

۰۲ شهریور ۰۰ ، ۱۳:۲۴ ۹ نظر موافقین ۱۶ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

ببوسش تا بمیرم:)

 
s
_ هر چقدر میخوای دروغ بگو ولی نگو که منو دوست نداری. میخوای چیکار کنم؟ میخوای جلوت زانو بزنم؟میخوای جلوی کل آدمایی که اینجا زندگی میکنن .... داد بزنم که بهت نیاز دارم؟!:) میخوای همه بفهمن که برای داشتنت حاضرم به هر کس و ناکسی التماس کنم:)

_ اره ... اره

_ حاضرم برای داشتنت به هر کسی التماس کنم ... میخوای برگردم سئول ؟؟ میخوای تورو با عشقت تنها بزارم ؟ ...

.... _

_ پس منو بکش ... برو جلوی چشمام ببوسش. اگه میخوای من بکشی اینقدر طولش ندهه .... همینکه لباتو روی لبای یکی دیگه بزاری دیگه منو نمیبینی :) قول میدم دیگه منو نبینی

.... _

_ ببوسش تا بمیرم :))))
اوژنی:)
۰۲ شهریور ۰۰ ، ۱۱:۱۸ موافقین ۲۵ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

درهم پرهم

 

این آهنگ به شدت کراش است🥲

ادامه مطلب...
۲۷ مرداد ۰۰ ، ۱۷:۰۴ ۳ نظر
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

پینترست

اهم تصمیم گرفتم اکانت پینترستمو بیزینسی کنم و ادیتامو اونجا بزارم 

ممنون میشم فالوم کنید  ♡

کلیک

۲۲ مرداد ۰۰ ، ۱۹:۰۰ ۴ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

فرشته ای :)

 

فرشته ای خندید

فرشته ای گریست

فرشته ای دوید 

فرشته ای پرواز کرد 

فرشته ای خسته شد

فرشته ای نگاه کرد

فرشته ای گناه کرد

فرشته ای تباه شد

فرشته ای شکست

و همه اینها به اتفاق افتاد ...

وقتی فرشته ای عاشق شد :)))

 

~ دزیره ~

۱۸ مرداد ۰۰ ، ۲۳:۵۲ ۹ نظر موافقین ۱۶ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

یه نوع مورفین ...

 

 
bayan tools BTS The truth untold

 

할 수 있는 건
정원에
이 세상에
예쁜 너를 닮은 꽃을 피운 다음
니가 아는 나로 숨쉬는 것

پیشنهاد : همراه با خوندن متن آهنگ را نیز بگوشید 

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۰۰ ، ۰۱:۳۸ ۶ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

Let me down slowly

 

───├ ✦♪♫♪✦ ┤───

♪•¤*¤•♪ This night is cold in the kingdom

امشب قلمرو پادشاهی من در سردی فرو رفته ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ I can feel you fade away

می تونم احساس کنم که در حال محو شدن هستی ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ From the kitchen to the bathroom sink and

از آشپزخانه تا سینک حمام ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ Your steps keep me awake

قدم های تو مرا بیدار نگه میدارد ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ Don’t cut me down, throw me out, leave me here to waste

من را از خودت محروم نکن من را از خودت دور نکن در این جا رهایم کن تا تلف شوم ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ I once was a man with dignity and grace

من زمانی انسان شریف و خوبی بودم ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ Now I’m slipping through the cracks of your cold embrace

اکنون در آغوش سرد تو پناه میگیرم ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ So please, please

پس لطفا لطفا .. ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ ?Could you find a way to let me down slowly

می توانی راهی پیدا کنی که به آرامی آرامشم را از بین ببری؟ ♪•¤*¤•♪

 ♪•¤*¤•♪ A little sympathy, I hope you can show me

امیدوارم مقدار کمی همدردی از خودت به من نشان بدهی ♪•¤*¤•♪

۱۴ مرداد ۰۰ ، ۱۹:۵۱ ۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

More love

 

اگه عشق بیشتری تو دنیا وجود داشت،

آدمای کمتری میمردن!…

Pale rider

 

 

۰۹ مرداد ۰۰ ، ۱۶:۳۳ موافقین ۱۸ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ

سفری به انتهای دنیا

هوراشیو! در زمین و آسمان بسا چیزها هست که فلسفه تان به خواب ندیده 

پی نوشت: از کتاب تیکه پاره شده ی روی طاقچه ماشین کاروان مدل وینه باگویمان

وقتی که نگاه مهربان و مظلوم سَم را میدید لحظه ای به این فکر میکرد که اگر واقعا آن دنیا وجود داشته باشد سَم نجات پیدا می‌کند؟ زندگیشان دستخوش تغییرات میشود؟ اصلا ان دنیا وجود دارد؟ دروازه ای در انهای جهان که به جهانی دیگر متصل می‌شود ... جهانی بدون هیچ اژدهایی در آسمان هایش ، بدون هیچ پاگنده ای در جنگل هایش یا حتی هیچ جادوگری در اطرافش؟ 

همچین چیزی ممکن است یا فقط خرافاتی است که پدرش از خود در آورده؟ هرچه که بود الان توی کاروان قدیمی خود نشسته بودند و از شر ابر سیاه به انتهای دنیا پناه می‌بردند... سفری به انتهای دنیا ♡

ادامه مطلب...
۰۸ مرداد ۰۰ ، ۲۳:۰۳ ۲ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
𝑩𝒆𝒍𝒍𝒂 ॐ